مهدیار مهدیار ، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

خاطرات نفسم

نوروز ۱۳۹۶

  سلام به گل پسر عزیزم و‌دوستان چندتا عکس از عید امسال بازم عکس مونده سر فرصت میذارم تو ویبت  به یادگار بمونه برات فدای گل پسرم بشم من عیدتون مبارک 😘😘😘😍😍😍😍 ...
15 فروردين 1396

بدون عنوان

        سلام به همه دوستای خوب وبلاگیمون😘 پسرکم بعد چهار سال عمه مهربونشو دید 😍😘کلی از دیدن عمه میترای عزیز ذوق کرد عزیزم یه سفر چند روزه به ارمنستان زیبا داشتیم که عمه میترا هم قرار شد بیاد ارمنستان ببینیمش سفری پر از خاطره های خوب واز همه بهتر دیدن عمه بود 😆 خیلی رابطه خوبی با عمه داری و‌کلی حرف شنوی داری از عمه میترا شبا هم پیش عمه میخوابی سه روز دیگه از مسافرتمون مونده تو خیلی وابسته شدی حیف که عمه میترا از پیشمون میره و  معلوم نیست که چند وقت دیگه عمه رو ببینیمش 😔 مثل همیشه عمه میترا برای گل پسرم کلی سوغاتی و کادوهای قشنگ خریده دست گلش درد نکنه خیلی زحمت کشیده 🌹🌹🌹 یه هلی...
5 اسفند 1395

بدون عنوان

  سلام گل پسر عزیزم ☺ پسرک چهارساله من فدای اون چشمای نازت بشم خیلی وقته که دیگه از کارا و شیرین زبونیات برات مطلب نذاشتم 😍😍 عزیزم من و بابا رسول خیلی دوستدداریم حسابی زبون میریزی و یه وقتایی هم یه حرفایی میزنی که اصلا به سنت نمیخوره 😚 یه سوالهایی میپرسی که هم خنده داره وهم بعضیاشون نشون میده که فکرت به کجاها که نمیرسه 👦 مثلا می پر سی فرق موشک و هوا پیما چیه؟؟✈✈🚀🚀 همش دوست داری بازی کنی من تا جایی که بتونم باهات بازی میکنم و سعی میکنم پسرکم حوصلش سر نره چون این روزها کار بابا رسولم بیشتر شده و‌خیلی کمتر از قبل بیرون میرم و‌چون هوا هم سرده نمیشه رفت بیرون زیاد🌁❄⛄☔ الان نزدیک چهار پنج روزه که برف سنگینیم ...
14 بهمن 1395

تولد چهارسالگیه مهدیار عزیز

  🎊💗سالروز  آمدن فرشته ای به زمین با آسمانی ترین ارزوها  تولدت مبارک نفسم دوست دارم🎊💗   با آمدن تو بهترین و زیباترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد تورا از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم پس برایمان بمان وبدان تا بی نهایت عاشقانه دوستت داریم 💜💜💜💜💜💜💜🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊   ...
3 دی 1395

بدون عنوان

 سلام به همه دوستای وبلاگیمون عزاداریاتون قبول باشه انشالله ماهم مثل هر سال چند روز عزاداری رو رفتیم خونه مامانم اینا  اینم چندتا از عکسای مهدیار جونم و ساراجون خاله  ...
27 مهر 1395

بدون عنوان

سلام به گل پسر عزیزم و دوستای وبلاگی عزیزمون  تو این روزای گرم تابستونی با پسرکم میریم استخر خیلی دوست داری  انقدر استعدادتم خوبه تو شنا کردن البته هنوز مربی نداری چون میگن واسه شما زوده هنوز ولی مربی بچه ها که تو استخره خیلی خوشش اومده از تو همش میگه چه پسر نترسی داری الهی فدات بشه مامان  تو‌خونه هم استخربادیتو برات میذاریم تو حیاط ظهرا هوا گرمه میری اب بازی میکنی             چند روز پیا هم یه سفر شمال رفتیم کلی تو‌دریا بازی کردی کلا شنا و اب بازی رو خیلی دوست داری     ...
4 مرداد 1395